در باره تعريف مديريت اتفاق نظر خاصي در دست نيست و صاحبنظران و نظريه پردازان علم مديريت با اهداف و سو گيري هاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كردهاند.
- مديريت عبارتست از: هنر انجام كار به وسيله ديگران (فالت،1924).
- فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري نام مي نهيم (،1967).
- فراگرد هماهنگسازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي (دانيل و ،1971).
- فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان (استونر و همكاران،1995).
تعريف عملياتي(Operational definition)، مفهوم مديريت را با رعايت ملاكهاي عيني منوط ميسازد. از اين رو، اگر در موقعيتي ملاكهايي شامل فعاليت منظم و سازمان يافته، هدفها، روابط ميان منابع، انجام كار به وسيله ديگران و تصميم گيري برقرار باشد، ميتوان گفت در آن موقعيت ،مديريت اعمال مي شود.
(كلاندوكينگ،1972)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 2:4  توسط سیامک کیافر و مصطفی گلیج
|
امروزه بهره وري به عنوان يك ديدگاه فكري و به مفهوم هوشمندانه كاركردن مطرح است . مفاهيم اوليه بهره وري ساده است . مشكلي كه بر سر راه بحثهاي بهره وري وجود دارد ، فقدان يك شيوه كار معين و مشخص براي بهره وري است . از ملزومات هوشمند كردن بهره وري ارائه تعاريف در مورد بهره وري و شاخصهاي ارزيابي آن است.
بهره وري نسبت ستاده كالا يا خدمت و يا مجموعه اي از كالا ها يا خدمات به نهاده شامل يك يا چند عامل توليد كننده آن است.
فرهنگ آکسفورد
بهره وري عبارتست از بازدهي و كارايي در توليد صنعتي كه توسط برخي از روابط بين ستاده ها و نهاده ها اندازه گيري مي شود .
فرهنگ مدیریت نوشته ء هدرک فرنچ
بهره وري ميزان ستاده در هر واحد نهاده ، مانند ستاده كار فرد در ساعت يا ستاده هريك پوند سرمايه گذاري است .
در ادامه این مطب را اضافه کنم که به دلیل زیاد بودن آن را دفعه بعد کامل می کنم .
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 1:40  توسط مصطفی گلیج
|
کافر کیست ؟... مسلمان کیست ؟... شیعه کیست ؟... سنی کیست ؟...
مرزهای درست هر کدام کدام است ؟...
در عصر مسلمان زدگی ایجاد شده برای نسل بعد از انقلاب در این چند سال آیا ضرورت به نظر نمی رسد که ما بتوانیم (خودم را می گویم ...) بشناسیم یک تصویر واضح و روشن ازبرای خود ایجاد کنیم .
یعنی کافر .....مسلمان .... حق ... باطل ...حقیقت ... درست ونادرست... ومرزهای هرکدام نمایان تر شود تا بتوانیم به سمت هدف که همان کمال اندیشه انسانی می باشد برسیم و این تحقق نمی یابد مگر با نزدیکی بیشتر به قرآن ونهج البلاغه و... شناخت بهتر وآشنایی با اینها برای رسیدن به قرب الهی می باشد . که همان زندگی متعالی را برای ما به همراه دارد . در حال وآینده ..
آیا اینطور نیست ؟؟؟ what are you think ?
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 8:4  توسط مصطفی گلیج
|
می خواهم بگویم چرا ما ایرانی ها(منظورم خودم هست نه شما !!!) خودمان را قبول نداریم و یعنی وقتی به یک مغازه لباس فروشی می رویم می خواهیم لباس بخریم فروشنده می گوید ، این بهترین جنس این پاساژاست ترکیه اصل و مارکش هم ........
و وقتی میرویم لوازم صوتی تصویری بخریم ، فروشنده می گوید این ژاپن اصل ،یا اصل کره ،چینی و...........
چرا وقتی امریکایی ها ژاپن را بمباران اتمی کردند و ملتی را تا چندین نسل معلول وناقص بوجود آوردند و....
می دانید ژاپنیها چه فکر می کردند در وجود خود کاشتن ، که ما نه تنها امریکا را سر به خاک می مالیم بلکه جهان را هم با ژاپن می شناسانیم
یعنی هم اینکه می بینید ................
اما ما چی : اینکه فقط بیاییم از اجناس کشورهای دیگر بفروشیم وتبلیغ آن کشور را بکنیم وافتخار ما این باشد که فروشنده خوبی هستیم یا تاجر خوبی هستیم و یا تابلو ساز خوبی هستیم برای دیگر کشورها وتبلیغ آنها را می کنیم و ................
بلاخره ما (ایرانیها ) باید خودمان را قبول کنیم وبشناسیم تا بتوا نیم خود را به عصر حاضر معرفی کنیم برای ایرانی سرافراز ، وپیشرو در علوم به دیگران بشناسانیم که می خواهیم و می توانیم وبه دیگران هم ثابت می کنیم ،که به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم (و نه به جنس و کالای ترکیه ای ( لباس) ، کره ای (پراید ) ، ژاپنی( ) و تایوانی ( ) و....) و ایرانی برای سربلندی خود با تمام وجود برای حال و آینده بسازیم .
و به قول از یک انسان فلج که گفت : برای اینکه کشورم مثل من فلج نشه ، راه رفتن یاد بگیره تامحتاج کسی نباشد .
باشد یک روزی که بگوییم این جنس (کالا ) ایرانی ، مارکش ایرانی است و افتخارش هم ایرانی بودن می باشد و این را به تمام مردم جهان ثابت کنیم که می توانیم و...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 9:24  توسط مصطفی گلیج
|
و بخاطر شنیدن درگذشت استاد فیلیپ کاتلر بزرگ بازاریابی روحش شاد ، یادش همیشه در قلب ها باقی
فیلیپ کاتلر
"امروزه بازاریابان هوشیار، محصولات را بفروش نمی رسانند، بلکه آنها بسته های سود را بفروش می رسانند. آنها فقط ارزش خرید را بفروش نمی رسانند بلکه آنهاارزش استفاده را بفروش می رسانند.
" فیلیپ کاتلر"
فیلیپ کاتلر مدیر مرکز Johnson & Son، استاد ممتاز بازاریابی بین الملل در مدرسه عالی مدیریت کلگو دانشگاه نورث وسترن شیکاگو می باشد. او توسط مرکز مدیریت اروپا ملقب به "بهترین متخصص روشهای استراتژیک بازاریابی جهان" شده است. او نویسنده کتابی است که معتبرترین منبع در زمینه بازاریابی شناخته می شود: کتاب "مدیریت بازاریابی" که به ویرایش دوازدهم رسیده است. او همچنین نویسنده یا یکی از نویسندگان کتب پیشرو دیگری نیز می باشد: بازاریابی کاتلر؛ بازاریابی جنبی؛ استراتژی های بازاریابی موسسات غیر انتفاعی؛ بازاریابی برای سازمانهای خدمات درمانی؛ خدمات حرفه ای بازاریابی؛ بازاریابی از الف یا ی؛ ده گناه مرگبار در بازاریابی؛ جنبش های بازاریابی؛ مکانهای بازاریابی؛ بازاریابی ملل و بازاریابی اجتماعی.
به اضافه اینکه او بیش از یکصد مقاله را در مجلات معتبر علمی شامل: Harvard Business Review، Sloan Management Review، افق های تجاری، California Business Review و ژورنال بازاریابی به چاپ رسانده است.
فیلیپ کاتلر برنده جوایز متعددی می باشد که شامل موارد زیر می باشد:
جایزه سالانه استاد ممتاز بازاریابی انجمن بازاریابی آمریکا و جایزه بازاریاب سال سازمان اجرایی فروش و بازاریابی بین الملل.
فیلیپ کاتلر مشاور بسیاری از شرکتهای معظم آمریکایی و غیر آمریکایی همپچون IBM، میشلن، بانک آمریکا، مرک، جنرال الکتریک، هانیول و موتورولا در زمینه استراتژی بازاریابی و برنامه ریزی، سازماندهی بازاریابی و بازاریابی بین الملل می باشد.
فیلیپ کاتلر سمینارهای دنباله داری درباره مفاهیم پیشرو بازاریابی و توسعه شرکتها و سازمانها در آمریکا، اروپا و آسیا برگزار می کند و در پروژه های تعریف شده مشتریان گروه بازاریابی کاتلر نیز شرکت می کند
فروش و بازاریابی ارزش محور
شرکتهای بسیاری مدعی انتقال ارزش بالایی به مشتریان خود را دارند. هر چند این ادعا می تواند درست باشد ولی باید بتوانید این ادعا را ثابت کنید. بسیار مهمتر از هر زمان دیگری در تاریخ کسب و کار جهانی، شما باید قادر باشید که این ادعا را ثابت کنید و توسط یک الگوی هدفمند و مبتنی بر اطلاعات نشان دهید که کالاها، برنامه ها، سامانه ها و خدمات شما، سود و منفعتی اقتصادی را به مشتریانتان انتقال می دهند و این کار یا با کاهش هزینه ها و یا بوسیله رشد بالای مهیجی صورت می گیرد.
گروه بازاریابی کاتلر یا Kotler Marketing Group- KMG متخصص کمک به سازمانهاست – ازسازمانهایی که در مرحله شروع قرار دارند تا سازمانهایی که در لیست جهانی 2000 (Global 2000) جای دارند – برای ایجاد یک ماموریت ارزش محور برای محصولات و خدمات سازمان که دقیق نیز باشد.
گروه بازاریابی کاتلر گستره ای از خدمات فروش و بازاریابی ارزش محور را ارایه میدهد که شامل موارد زیر می باشند:
· آموزش فروش ارزش محور- گروه بازاریابی کاتلر تیم های فروش را برای فروش ارزش محور، آموزش می دهد و بازدهی متوسطی از آن ارزش را بدست می آورد. ما یک مجموعه از برنامه های آموزشی را شامل برنامه های ویژه برای فروشندگان صنایع اتومبیل، تحقیقاتی و خدمات مالی ارایه می دهیم.
· ابزارهای فروش ارزش محور – گروه بازاریابی کاتلر با مشتریان برای توسعه ابزارهای فروش و مدلهای ارزش دقیق، قابل انعطاف و صفحات گسترده دوستار کاربر (user-friendly) همکاری می کند.
· پژوهش ارزش مشتری – بررسی پیشقدمی ها، تکنیکها، ابزارها و فرآیندهای فروش ارزش فعلی به مشتریان؛ همچنین ارزیابی آن طبق بهترین نتایج بازاریابی که در خلال تحقیق و مشاوره بدست آورده ایم
فلسفه کاری ما طبق کارهای پروفسور کاتلر – بزرگترین استراتژیست هدایتگر بازاریابی جهان – و تحت مدیریت او انجام می شود.
منبع مقاله : http://7world7.blogspot.com
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 9:3  توسط مصطفی گلیج
|
نویسنده: منير حاجى محمدرضا
منبع: ayandehnegar.org
مديريت تكنولوژى مديران را در تلاش هايشان براى بهبود بهره ورى، افزايش اثربخشى و تقويت جايگاه رقابتى هدايت مى كند. اين مديريت در سطح ملى بيشتر بر نقش سياست هاى عمومى در پيشبرد علم و تكنولوژى متمركز است و تأثيرات كلى تكنولوژى بر جامعه و به ويژه نقش آن در توسعه اقتصادى پايدار را مورد بحث قرار مى دهد. مديريت تكنولوژى در سطح ملى مقولاتى همچون تأثير تكنولوژى بر سلامتى و ايمنى و پيامدهاى زيست محيطى آن را دربرمى گيرد. سياست هاى تكنولوژى در سطح دولت و سازمان در واقع چارچوبى براى استفاده از تغييرات تكنولوژيك در جهت منافع جامعه و كاركنان سازمان هستند. در مباحث مديريت تكنولوژى تلاش مى شود به سؤالات زير پاسخ داده شود:
تكنولوژى چگونه خلق مى شود؟ چگونه مى توان آن را براى ايجاد فرصت هاى كسب و كار به كار بست؟ چگونه مى توان استراتژى تكنولوژى را با استراتژى كسب و كار يكپارچه نمود؟ چگونه مى توان از تكنولوژى براى كسب مزيت رقابتى استفاده كرد؟ تكنولوژى چگونه مى تواند انعطاف پذيرى سيستم هاى توليدى و خدماتى را بهبود بخشد؟ چگونه مى توان سازمانهايى طراحى نمود كه با تحولات تكنولوژيك سازگار باشند؟ چه وقت بايد به سراغ تكنولوژى رفت و چه وقت بايد آن را كنار نهاد؟ تمامى اين سرفصل ها در يكديگر تنيده و بافت مديريت تكنولوژى را تشكيل مى دهند. اين مقولات داراى پيامدهاى مهمى براى مديران و مهندسان هستند. مهندسان با مؤلف هاى فيزيكى تكنولوژى سر و كار دارند ولى بايد بتوانند تكنولوژى را با سيستم هاى اقتصادى و بازار مرتبط سازند. مديران نيز بايد بتوانند پيامدهاى تكنولوژى را براى كسب و كار خود پيش بينى كنند. مهمترين دلايل توجه به مديريت تكنولوژى در دنياى كنونى عبارتند از سرعت گرفتن تحولات تكنولوژيك، تغيير در قلمرو، تغيير در رقابت و شكل گيرى بلوك هاى تجارى. در نتيجه استفاده از تكنولوژى آموزشى مناسب، مورد كاوى (case study)، كارگاه آموزشى، Business Game و ابزارها و روش هاى مورد استفاده در برنامه هاى آموزشى سازمان مديريت براى ايجاد جذابيت بيشتر و افزايش ضريب توسعه است ضمن اينكه موارد فوق، ابزار بسيار مؤثرى در تثبيت مفاهيم و تمرينى براى بكارگيرى آنها در حين عمل محسوب مى شود. فرآيند و يادگيرى بايد در برنامه اتفاق بيفتد. به همين منظور ارائه مطالب و منابع متنوع و استفاده از ابزارهاى كمك آموزشى با به چالش كشيدن مخاطبين، تلاش در تثبيت و بكارگيرى مفاهيم جديد دارد. انطباق فعاليتها با قوانين و مقررات آموزشى كشور براساس فرآيند نيازسنج، هدف گذارى برنامه آموزشى، كتاب، منابع آموزشى و تصويب آنها در مراجع ذيربط با استفاده از تكنولوژى آموزشى مناسب بررسى نيازهاى آموزشى كاركنان استان و اعلام به مركز برنامه ريزى و آموزش نيروى انسانى و برگزارى دوره هاى موردنياز جهت دستيابى به تكنولوژى اطلاعات مؤثر است.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:13  توسط مجید زارع
|
سازماندهی
انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی،
اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ،
مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند .
تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .
انواع مختلف سازماندهی
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 9:41  توسط جواد منصور کیایی
|
برنامه ریزی
هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت
برنامه ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و
رهبری ، مورد توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.
تعریف برنامه ریزی
برای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد.« برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد ».
فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزی
فلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند ، بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است .« همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند».
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 2:4  توسط سیامک کیافر و مصطفی گلیج
|
مدیریت موفق و مؤثر
مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . «
ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره
انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .
چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟
برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 1:59  توسط جواد منصور کیایی
|