تبليغاتX
کامپیوتر و مدیریت و ...

کامپیوتر و مدیریت و ...

وبلاگ تنی چند از بچه های مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن

تكنولوژى مديريت در دنياى امروز

 

نویسنده: منير حاجى محمدرضا
منبع: ayandehnegar.org

 مديريت تكنولوژى مديران را در تلاش هايشان براى بهبود بهره ورى، افزايش اثربخشى و تقويت جايگاه رقابتى هدايت مى كند. اين مديريت در سطح ملى بيشتر بر نقش سياست هاى عمومى در پيشبرد علم و تكنولوژى متمركز است و تأثيرات كلى تكنولوژى بر جامعه و به ويژه نقش آن در توسعه اقتصادى پايدار را مورد بحث قرار مى دهد. مديريت تكنولوژى در سطح ملى مقولاتى همچون تأثير تكنولوژى بر سلامتى و ايمنى و پيامدهاى زيست محيطى آن را دربرمى گيرد. سياست هاى تكنولوژى در سطح دولت و سازمان در واقع چارچوبى براى استفاده از تغييرات تكنولوژيك در جهت منافع جامعه و كاركنان سازمان هستند. در مباحث مديريت تكنولوژى تلاش مى شود به سؤالات زير پاسخ داده شود:

تكنولوژى چگونه خلق مى شود؟ چگونه مى توان آن را براى ايجاد فرصت هاى كسب و كار به كار بست؟ چگونه مى توان استراتژى تكنولوژى را با استراتژى كسب و كار يكپارچه نمود؟ چگونه مى توان از تكنولوژى براى كسب مزيت رقابتى استفاده كرد؟ تكنولوژى چگونه مى تواند انعطاف پذيرى سيستم هاى توليدى و خدماتى را بهبود بخشد؟ چگونه مى توان سازمانهايى طراحى نمود كه با تحولات تكنولوژيك سازگار باشند؟ چه وقت بايد به سراغ تكنولوژى رفت و چه وقت بايد آن را كنار نهاد؟ تمامى اين سرفصل ها در يكديگر تنيده و بافت مديريت تكنولوژى را تشكيل مى دهند. اين مقولات داراى پيامدهاى مهمى براى مديران و مهندسان هستند. مهندسان با مؤلف هاى فيزيكى تكنولوژى سر و كار دارند ولى بايد بتوانند تكنولوژى را با سيستم هاى اقتصادى و بازار مرتبط سازند. مديران نيز بايد بتوانند پيامدهاى تكنولوژى را براى كسب و كار خود پيش بينى كنند. مهمترين دلايل توجه به مديريت تكنولوژى در دنياى كنونى عبارتند از سرعت گرفتن تحولات تكنولوژيك، تغيير در قلمرو، تغيير در رقابت و شكل گيرى بلوك هاى تجارى. در نتيجه استفاده از تكنولوژى آموزشى مناسب، مورد كاوى (case study)، كارگاه آموزشى، Business Game و ابزارها و روش هاى مورد استفاده در برنامه هاى آموزشى سازمان مديريت براى ايجاد جذابيت بيشتر و افزايش ضريب توسعه است ضمن اينكه موارد فوق، ابزار بسيار مؤثرى در تثبيت مفاهيم و تمرينى براى بكارگيرى آنها در حين عمل محسوب مى شود. فرآيند و يادگيرى بايد در برنامه اتفاق بيفتد. به همين منظور ارائه مطالب و منابع متنوع و استفاده از ابزارهاى كمك آموزشى با به چالش كشيدن مخاطبين، تلاش در تثبيت و بكارگيرى مفاهيم جديد دارد. انطباق فعاليتها با قوانين و مقررات آموزشى كشور براساس فرآيند نيازسنج، هدف گذارى برنامه آموزشى، كتاب، منابع آموزشى و تصويب آنها در مراجع ذيربط با استفاده از تكنولوژى آموزشى مناسب بررسى نيازهاى آموزشى كاركنان استان و اعلام به مركز برنامه ريزى و آموزش نيروى انسانى و برگزارى دوره هاى موردنياز جهت دستيابى به تكنولوژى اطلاعات مؤثر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:13  توسط مجید زارع  | 

مدیریت

نظریه نقشهای مدیریتی

جدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیتها یا نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر سازمان چهارنقش « مدیر تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی » را لازم میداند هر یک از این نقشهای مدیری با یکی از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر نوع سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی هستند . که شامل خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ، اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی است . ادریزس این چنین استدلال می کند که به طور کامل هر چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته باشند اندکند زیرا چنین مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده باشد. هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتها ی مدیری نیاز دارد . مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در رفت وامد باشند و برای پرسنل خود ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.
مدیران میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل تصمیمهای مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند .
هرمدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف انجام می شود .
ماکسیم گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد زندگی بردگی است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 8:8  توسط مجید زارع  |